دختر خانوم❤

روز نوشتِ من🙃

دختر خانوم❤

روز نوشتِ من🙃

این منم؛ یک آدم معمولی که در نوزده سالگی اش در انتظار روزهای بهتری بسر میبرد... این منم؛ یک معمولیه کمی خودخواه، کمی دل نازک و به گفته ی دیگران سخت مهربان.... یک معمولی که میان میلیون ها معمولی دیگر برای رشدکردن میجنگد... افسرده میشود، میخندد، گریه میکند، دل میبازد و دل میکند.... نوجوان که بودم فکر میکردم معمولی نیستم؛ تصورم این بود که من دردهایی را احساس میکنم که دیگران با آن بیگانه اند، عشقی را در دل دارم که آدمها از درکش عاجزند و دلم برای چیزهایی میگیرد که برای آدمهای دیگر یک اتفاق معمولیست. بعدها که بزرگتر شدم و‌جهان اندیشه ام وسیع تر شد و آدمهای بیشتری را شناختم، متوجه شدم که ما آدمها همه معمولی هستیم و هر کداممان در برهه ای از زندگی چیزهایی را احساس میکنیم که دیگری در زمانی دیگر.... حالا فکر می کنم که معمولی بودن هیچ ایرادی ندارد تا وقتی که خودت باشی؛ شبیه به خودت و با اندیشه ی خودت رشد کنی.... من یک معمولی رهاشده از الگوریتم های دیگران هستم که چشم به آینده دوخته ام و در قلبم هزار پرنده آواز صلح میخوانند....

بایگانی

چه خوبه آروم شدن با تو❤

پنجشنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۷، ۱۱:۴۵ ق.ظ

حالم خوبه خدا،ممنونم ازت❤

نه اینکه ذهنم درگیر نباشه ها،نه اینکه ته ته قلبم کاملا قرص باشه،نه اصلا...

اونقدر نگرانم که فقط خودت خبر داری!

میترسم از موندن تو گذشته،از موندن تو اشتباهام...

من تصمیم گرفته بودم تغییر کنم،تصمیم گرفته بودم،تو جز جز زندگیم شریکت کنم...

میخواستم از تو پر شم،میخواستم باهات یکی شم،نه اینکه کفر بگم و زیاد بخواما.من فقط چیزی که دلم میخواد و میگم،تو خودت بهتر میدونی،همه چیو...من کوچیک تر از این حرفام،ولی من از تو سهم دارم،همه از تو سهم داریم،نشونش همون شبایی که برام ستار العیوب بودی،نشونش همون روزاییه که فقط خودت میدونی و خودم که برام معجزه بودی...همون روزی که التماست میکردم نجاتم بدی و دستمو بگیری،همون روزا بود که من افتادم،تو نگاه بقیه بلا بود،تو نگاه بقیه،خطر بود،ولی برای من معجزه بود،اون لحظه هایی که به خاطر شکستن کمرم،از درد گریه میکردم،و نمیتونستم تکون بخورم،برام معجزه بود،تو خوب نشونم دادی که چقدر میتونی بزرگ باشی،من چقدر بد بودم خدا؟کی میتونه بین اون همه درد کشیدن و تکون نخوردن بازم به تکرار فکر کنه؟کی میتونه بازم فراموشت کنه؟من تونستم،من اونقدر بد بودم که تونستم😔😔تو تنها کسی هستی که همیشه همه چیو پیش خودت نگه میداری،تو هیچوقت حرف هیچکسو به روش نمیاری،تو عالی هستی خدا...مشکل از منه،از نفهمیدن من،از کوچیک بودنم،تو هر لحظه به یادم بودی،مواظبم بودی،هر لحظه یادآوری میکردی،من چقدر ضعیف بودم در برابر مقاومت کائنات و تو چه بخشنده بودی در برابر شکست من😔دلم میخواد هیچوقت یادم نره،میخوام همه خوبی هاتو ثبت کنم،میخوام به یقین برسم که عاشقمی،تو میدونی که خیلی وقته خیلی هارو بخاطرت پاک کردم،تو میدونی الان فقط خودتی و خودم،تو میدونی من از ته قلبم خواستم،میدونی بعد هر بار نتونستن چی کشیدم،میدونی بازم بلند شدم،بار ها و بارها...کاش یادم بمونه...یادم بمونه مهربونی هاتو...چقدر خوبی آخه تو؟

منو پر کن از خودت،نزار نادیدت بگیرم،نزار فراموشت کنم😔

چه خوبه حرف زدن با تو...چه خوبه آروم شدن با تو،چقدر دوستت دارم من❤❤❤


موافقین ۵ مخالفین ۰ ۹۷/۰۵/۱۱
دختر خانوم❤

نظرات  (۵)

خوبه که حالتون خوبه :)
با خدا رفیق شدن لیاقت می خواد که شما دارید.
پاسخ:
خیلی ممنونم :)
ما معشوقه خدا هستیم☺❤
با خدا باش پادشاهی کن          بی خدا باش هر چه خواهی کن
خداوند رفیق راهتان! سپاس!
پاسخ:
چه بیت زیبایی :)❤
خیلی ممنونم☺
۱۱ مرداد ۹۷ ، ۱۷:۱۸ بهنام محرابی
بچه کجایی خبر فوری
پاسخ:
جنوب :)
امیدوارم همیشه حالاتون عالی باشه
پاسخ:
خیلی ممنونم،حال دل شما هم همیشه عالی باشه☺❤
۰۵ مهر ۹۷ ، ۲۲:۲۷ بهنام محرابی
مبارک باشه

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی