دختر خانوم❤

روز نوشتِ من🙃

دختر خانوم❤

روز نوشتِ من🙃

این منم؛ یک آدم معمولی که در نوزده سالگی اش در انتظار روزهای بهتری بسر میبرد... این منم؛ یک معمولیه کمی خودخواه، کمی دل نازک و به گفته ی دیگران سخت مهربان.... یک معمولی که میان میلیون ها معمولی دیگر برای رشدکردن میجنگد... افسرده میشود، میخندد، گریه میکند، دل میبازد و دل میکند.... نوجوان که بودم فکر میکردم معمولی نیستم؛ تصورم این بود که من دردهایی را احساس میکنم که دیگران با آن بیگانه اند، عشقی را در دل دارم که آدمها از درکش عاجزند و دلم برای چیزهایی میگیرد که برای آدمهای دیگر یک اتفاق معمولیست. بعدها که بزرگتر شدم و‌جهان اندیشه ام وسیع تر شد و آدمهای بیشتری را شناختم، متوجه شدم که ما آدمها همه معمولی هستیم و هر کداممان در برهه ای از زندگی چیزهایی را احساس میکنیم که دیگری در زمانی دیگر.... حالا فکر می کنم که معمولی بودن هیچ ایرادی ندارد تا وقتی که خودت باشی؛ شبیه به خودت و با اندیشه ی خودت رشد کنی.... من یک معمولی رهاشده از الگوریتم های دیگران هستم که چشم به آینده دوخته ام و در قلبم هزار پرنده آواز صلح میخوانند....

بایگانی

من دختر خانوم هستم☺

متولد پاییز ۷۷...

فعلا همین،تا شاید بعد...❤